تعبیر زیبای مرگ

مرگ زیباترین و دردآمیزترین کلمه برای من

زیبایی برای پایان یافتن زشتیها و خلاص  شدن از رنجها

رویاها و هزاران هزار دیگر

دردآمیز تنها به یک دلیل :

نبودن در کنار کسانی که با من بوده اند .

پس مرگ را نوعی حسادت تلقی خواهم کرد

بدون آنکه بپرسند خواهم گفت چرا :

آرزوها ، رویاها و دوست داشتنی هایم دیگر در کنارم نیستند

و من برای همیشه تنهایم

آنان که رفتند گمان می کنم رویایم بوده اند .

  
نویسنده : mehrdad ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦


 

باورم کن باورم کن

باورم کن آنچه هستم بس که ناباوری دیدم تو خودم هربار شکستم

باورم کن

خیلی خستم از غم ناباوریها

تو کمک کن تا نباشم آیه ی دربدریها

رگبار تلخ دو رنگی، رشته زد به تار و پودم

از غم نامردمیها پُره ذرات وجودم

دیگه باورم نمیشه که هنوزم زنده هستم

گرچه میدونم که پاکی شده باعث شکستم

باورم کن که تو سینه غم دارم به حجم فریاد

آخه این غم کمی نیست که صداقت رفته بر باد

زیر این گنبد وحشی

توی این دل نگرونی

تو بیا همسفرم باش اگه تو بخای میتونی

تو میتونی تو میتونی

 

  
نویسنده : mehrdad ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٦


 

خدایا فردایی رو که منتظرش بودم امروز پیش رومه ...

ولی انگاری هنوز خیلی زوده  که راجبش تصمیم بگیرم ...

کمکم کن ...

منتظرم ...

  
نویسنده : mehrdad ; ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦


 

میگن  همه چی دست خداست

میگن خدا دعای بنده هاشو گوش میکنه

من ام به خدا می گم :

خدایا هر روز به امید شب می خوابیدم

امشب به امید فردا

فردا رو بساز برام

فردا رو

منتظرم ...

  
نویسنده : mehrdad ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦


 

  
نویسنده : mehrdad ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٦


 

  
نویسنده : mehrdad ; ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٦